شذرات ؛ وب سرگروه عربی بندرترکمن@بغیازی - متن کامل عربی2 پیش دانشگاهی و ترجمه ی آن
درباره ي شذرات عربي بندرترکمن
وأَنْ لَيسَ للانسانِ الّا ما سَعَی رزق ما آید به پای میهمان از خوان غیب میزبان ماست هرکس می شود مهمان ما هدف این وبلاگ آموزشی "ارتقای آموزش زبان قرآن ، عربی ؛ وارائه نمونه سؤالات و مطالب کارآمد برای همکاران دلسوز و دانش آموزان فهیم و استفاده از تجارب و راهنمائی اساتید می باشد. امید است با ارائه نظرات ؛ رهنمودهای ارزشمند وتذکرات سازنده ی خود یاریمان نمائید. درضمن اسفاده از مطالب این وب با ذکر منبع برای همه ی خوبان آزاد استو دُمتم سالمین غانمین." بغیازی سر گروه درس عربی متوسطه بندرترکمن کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب کل عام و انتم بالف خیر = صد ها سال به از این سال ها الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آخر بی نهایت. ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای معطی بی فطرت و ای بخشنده بی منت، ای داننده رازها، ای شنونده آوازها، ای بیننده نمازها، ای شناسنده نامها ، ای رساننده گامها، ای مبر از عوایق، ای مطلع بر حقایق، ای مهربان بر خلایق، عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیب های ما مگیر که تو قوی و ما حقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت. آمین یا رب العالمین/ خواجه عبدالله انصاری
الدرس
السابع
بائعةُ الكبريت
كان البردُ شديداً جدّاً و الثّلجُ يَتساقطُ. فـﻰ
ذلك المساءِ كانتْ طفلةٌ تَسيرُ فـﻰ الشوارعِ حافـيةَ القَدَميْنِ. عندما خرجت من
البيت لَبِست حِذاءً... اَلحذاءُ لم يَكُن يَقى قَدَمَيْها من الثَّلْجِ و البردِ؛درس هفتم دخترك كبريت
فروش سرما بسيار شديد بود و برف مي باريد. در آن شامگاه كودكي در خيابانها
پا برهنه مي گشت. هنگامي كه از خانه خارج شد، كفشي پوشيد ... آن كفش پاهايش را از
برف و سرما حفظ نمي كرد ؛لِأنّه كان فـﻰ الأصلِ حذاءَ اُمِّها...